تبليغاتX
نوای نی


نوای نی

از تو با اسمان سياه سخن گفتن 

 كه چرا تنهاييت اينقدر غمناك است   

                              ديشب در خوابم تو را ديدم 

                                                   كه واله و سرگردان در كوچه ها ي انتظار مي گشتي 

حيف از تو كه  اينچنين خودت را در اين دنياي وارونه و بي سامان  سرگردان كرده  اي  

و چقدر سخت بود خواندن نوشته هايت   

 انگاه كه با بي ريايي مي نويسي و من مي خوانم 

هر چند گام گام نوشنه هايت پر از محبت و مهر است 

 اما هر خشت ان تير شيطان است در قلب پاكت 

اين ديوارهاي فاصله با خدا را بشكن 

 و دوباره ديواري از جنس نور بساز 

                                                 اي عزيز بهاري من 

حرفهاي عاشقانه را با قلبي پاك براي پاكي قلبت بزن 

و خداست كه هر لحظه نظاره گر چهر ه ماه تو مي باشد 

چه در روز و زير نور طلايي خورشيد 

 وچه در شب و زير نور نقره اي ماه 

 و تو فقط با قلبت تنهايي  

 در تنها ترين تنهايي هايت 

در ان لحظه كه شيطان تور شيطنتش را براي تسخير تو گشوده بود 

خودت را بايد نجات مي دادي 

و دستت را به سوي كسي دراز كن  كه چشمانت با پاكي خانه اش را نظاره كردي

و مطمئنم كه قطره اشكي از اعماق قلب پاكت سرازير شد 

در ان لحظه ي تنهايي

و تمام گناهانت را شست و تو پاك پاك شدي 

و اگر من شيطان شدم در وجودت مرا ببخش. كه در هر لحظه خودم را نفرين مي كنم 

كه ارامش خيالت را  

 با اظطراب خاطرم در هم كشيدم 

 

نوشته شده در ساعت توسط فاطمه| |


Design By : Night Skin

خطاطي نستعليق آنلاين