تبليغاتX
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
صفحه نخست
ایمیل مدیر
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

بسم الله الرحمن الرحيم   هست كليد در گنج حكيم

رسالت وحي  در تهذيب نفس 

كار مهمي كه وحي كرده است اين است كه دنيا،نفس و سود و زيان روح را به خوبي به ما شناسنده و گناه را به عنوان شعله و سم به ما معرفي كرده است و براي هر انسان عاقلي مبرهن است كه بازي با سم و آتش جز هلاكت چيزي به همراه ندارد.

خداوند متعال كمال روح را در تزكيه ي آن مي داند (شمش آيه 10- 9)  (اسرائ آيه  7)  اگر كار خيري كرديد به خودتون و اگر بد كرديد آن هم به شما بر مي گردد. همچون پژواك صدا در كوه 

 

قران بر چند مطلب تكيه  مي كند 

انجام دادن عمل خير به ظاهر امري اعتباري است اما در باطن درون آن داراي روحي عظيم و الهي است در اصل هر كار  دو صورت دارد يكي صورت ظاهري كه هر كس بنا به شرايط جغرافيايي و اجتماعي  نام خاصي بر روي ان نهاده و ديگري صورت باطني آن عمل مي باشد . همانطور كه عمل خير نتيجه ي خيري به همراه دارد گناه و ستم نيز داراي صورتي قبيح و زشت و پژواك آن كه بيشتر روحي و رواني مي باشد همان صورت زشت را خواهد داشت.

 تيرگي چشم جان 

بدترين دشمن براي ما نفس است. و مهمترين دستورات ديني ما تهذيب نفس است همانگونه كه به نظافت ظاهرمان توجه مي كنيم و سعي مي كنيم بدن و ظاهرمان را هر روز وقابل بيماريها و آلودگيها پاكيزه نگاه داريم همانگونه بايد روحمان را نيز پاكيزه كنيم چنانكه مولا علي (ع) مي فرمايند :  گناه چرك است 

و اين گناه كم كم به صورت حجابي ممتد مي شود و انسان گنه كار جايي را نمي بيند .

 از نظر ريالريالريالران كريم سراسر عالم، به قدري زيباست كه خداوند از ان به عنوان (احسن تقويم) ياد كرده است. 

دل كور جهان را كور مي بيند.

جامعه ي اهل سعادت است كه از تهذيب روح بهرمند باشد و جامعه يا ملتي سقوط مي كند كه از اين بارقه ي الهي محروم گردد .

و اكنون در اين زمان مهمترين مشغله ي ما تهاجم فرهنگي و به سقوط رساندن جوانان ما مي باشد.

 تاريخ هميشه بهترين ايينه در مقابل ماست  

زماني كه اسلام وارد كشور اسپانيا مي شود. فرهنگ اين كشور  را تحت تاثير قرار داده و باعث رشد تمدن اين كشور ميشود. اين رشد و بالندگي را هيچ كس نمي تواند انكار كند. رشد علمي ،صنعتي و معماري اما در همان زمان دشمنان در پي اين بودند كه چگونه اين تودن جديد را ويران كنند . بهترين راه را ويران كردن پايه ها و بنيانهاي اعتقادي جوانان مي دانستند.

يهوديان كه در هر زمان از تاريخ سردمدار اينگونه حركتهاي فريب كارانه بودند اين بار نيز با نيرنگي جديد شروع به ويراني پايه هاي اين جامعه ي جديد كردند . انها با وارد كردن دختران زيبا رو و خود فروش به اسپانياو دادن شراب و مشروبات به طور مخفيانه به جوانان  كم كم انها رابه فساد كشاند تا جايي كه ديگر حجب و حيا از چشم جوانان افتاد و جاي ان را شهوت راني و بي قيدي پر كرد . اين اتفاق مثل تركي بود بر ديوار يك سد هر چند كوچك و ناپيدا اما به مرور زمان اين ترك ميليمتر ميليمتر خودش را نمايان كرد تا جايي كه اين تمدا اسلامي را به اضمحلال كشان و ديگر اثري از اثارش باقي نماند .

اين اتفاق دوباره در اين زمان و در اين مكان  و يا بهتر بگويم همه جاي اين زمين خاكي در حال اتفاق افتادن است و قصه ي دختران و پسران جواني كه هر روز به دنبال مد و يا هر چيز تازهاي كه دجالان زمان با نامهاي متفاوت بايشان به نمايش مي گذارند و خريداري ندارد بجز كساني كه شخصيت و شكوه خود را دراينگون تجمل گرايي و مدهاي متفاوت مي دانند .

 هر روز ه با رشد شگفت انگيز تكنولوژي با مشكلات جديدي روبرو مي شويم يك روز به نام كامپيوتر و يك روز ديگر موبايل و.................................

 همچنان ادامه دارد و اكثر خانواده  ها بدون شناخت اين وسايل مورد نياز جامعهي كنوني هر چيزي را در اختيار فرزندان و كودكان خود قرار مي دهند بدون اينكه هيچ نوع شناخت كاملي بر روي اين ابزار داشته باشند . وشناخت نداشتن از يك ابزار براي يك كودك و يا يك نوجوان ان هم در اين زمان مثل قراردادن چاقو در دستان كودكس نوپاست كه هم به خود و هم به ديگران اسيب ميرساند. 

و آخرين مطلب در مورد انسان ازاد و انسان برده مي باشد

در سوره ي (طا 1) خداوند انسان بدهكار را معرفي مي كند . انسانهايي كه آزاد نيستند ،بلكه در بندوزر وسيمند و خودشان با سوئ اختيار خود دست و بال خود را بسته اند هر چند ازنظر ظواهر مادي خودشان را قابل ترقي مي دانند اما همچنان در پيچ و خم اين مارپيچ زندگي گم شدهاند و تنها هدفشان لذت بردن جسماني به هر نوعي كه شده  بدون در نظر گرفتنروح و روان انساني مي باشد.

اينگونه افراد خود را به وسيله ي رذايل اخلاقي در غل جامعه بند كردهاند كه اين غل اخلاقي در قيامت به اينگونه(حاقه ايه 30-31) ظهور مي كند.

 و اگر كسي خود را آزاد كرده باشد،در قيامت به صورت عبور از طراط (بحار ج 8 ص 67 ) جلوه مي كند .

 پس خدايا به حرمت محمد و ال محمد راه درست زيستن و انسان بودن را بهما نشان بده تا خود را پايبند و اسير اين غلهاي مادي نكنيم . چون زندگسي ما كوتاه است و شايد زماني براي جبران نباشد 

 التماس دعا

نوشته شده توسط منتظر در
لينك مطلب

از تو با اسمان سياه سخن گفتن 

 كه چرا تنهاييت اينقدر غمناك است   

                              ديشب در خوابم تو را ديدم 

                                                   كه واله و سرگردان در كوچه ها ي انتظار مي گشتي 

حيف از تو كه  اينچنين خودت را در اين دنياي وارونه و بي سامان  سرگردان كرده  اي  

و چقدر سخت بود خواندن نوشته هايت   

 انگاه كه با بي ريايي مي نويسي و من مي خوانم 

هر چند گام گام نوشنه هايت پر از محبت و مهر است 

 اما هر خشت ان تير شيطان است در قلب پاكت 

اين ديوارهاي فاصله با خدا را بشكن 

 و دوباره ديواري از جنس نور بساز 

                                                 اي عزيز بهاري من 

حرفهاي عاشقانه را با قلبي پاك براي پاكي قلبت بزن 

و خداست كه هر لحظه نظاره گر چهر ه ماه تو مي باشد 

چه در روز و زير نور طلايي خورشيد 

 وچه در شب و زير نور نقره اي ماه 

 و تو فقط با قلبت تنهايي  

 در تنها ترين تنهايي هايت 

در ان لحظه كه شيطان تور شيطنتش را براي تسخير تو گشوده بود 

خودت را بايد نجات مي دادي 

و دستت را به سوي كسي دراز كن  كه چشمانت با پاكي خانه اش را نظاره كردي

و مطمئنم كه قطره اشكي از اعماق قلب پاكت سرازير شد 

در ان لحظه ي تنهايي

و تمام گناهانت را شست و تو پاك پاك شدي 

و اگر من شيطان شدم در وجودت مرا ببخش. كه در هر لحظه خودم را نفرين مي كنم 

كه ارامش خيالت را  

 با اظطراب خاطرم در هم كشيدم 

 

نوشته شده توسط منتظر در
لينك مطلب

باد بهاري وزيد موسم باران شده

نغمه و گل در چمن ،همره ياران شده

نرگس مست و خمار ،دوش مهمان شده

اين همه گل لاله گون ،عاشق و دلخون شده

سر خرامان باغ ،عاشق و مجنون شده  

 ليلي مجنون بيد  ،پشت به ايوان شده

منتظرم منتظر باز بيايي ،بيا در پي هر انتظار اشك چراغان شده

اي گل زيباي من ، روح بهاري بيا

در قدمت جان من ، ليلي بي جان شده

اي گل نرگس بيا ، با تو چراغان كنم

جان و جهان از برت شيفته و جان شده

دوباره موسم بهار نزديك شد و نيامدي . و در انتظارت مي مانم روز ها و شبها و به يادت دعا مي كنم تا بيايي و ما را از اين همه تشويش و نگراني رهايي بخشي . تو اي نو ر اي كه نامت بهار دلهاي خزان زده است . مولاي من . عاشقانه مي گويم كه عاشقت هستم

 مست نام مقدست هستم 

 با شروع دوباره ي زندگي خداوندا از تو مي خواهم كه زنده كني روح و جانم را به نفس مسيحايي ان روح اسماني . منجي نجات بخشي كه زمين و زمان در انتظار قدومش لحظه شماري مي كنند .

 و متحول نماي جان ما را با اين بهار زيبا . 

 و تبريك به تمام دوستان خوب و مهربان  و ارزوي داشتني روزهاي بهاري و خدايي در سر فصل شروع اين بهار زيبا .

نوشته شده توسط منتظر در
لينك مطلب

نشاني تو را از باغ گلها در ميان جنگلهاي رويايي  خيالم گرفتم

 ودر ان ميان شقايقهاي سرخي را ديدم در انتظار قدمت  نشسته اند.

بيا و بنگر كه چگونه خميده شدند  در ختان كهن سال چنار

 

 و چشم به راهت تا شايد نوازش كني شاخه هاي جوانشان را

بيا اي مهربان

تا با دم مسيحاييت زنده شود اين باغچه ي پژمردهي دلم

 اي مسيح روح و جانم اي مولاي من

 اي اغازين كلام زندگي تا غروب ان

 در اين سراغاز بي پايان تنها تو  معني انسان شدني

 اي مولاي مهربان من دمي بنگر

 كه از دوريت چقدر بي قرارم

 تويي تنها تو تمام راز و نيازم

  اي مهربان مولا

 اي پرتو مهر خدا

 بتاب بر جان سر و بي روح ما

 شايد دوباره زنده شويم با گرماي وجودت

نوشته شده توسط منتظر در
لينك مطلب

   از استاد مي‌‌پرسم: من جواني هستم كه رابطه‌ام با خداوند زياد خوب نيست يا در واقع اصلا رابطه‌اي ندارم. براي اين‌كه قدم اول را محكم بردارم، چه كاري بايد انجام دهم؟ مرحله اول رفاقت و آشنايي با خداوند چيست؟
    
استاد مي‌‌گويد: يك اقدام. يك سجده كنيد و سه كلمه بگوييد: يا رفيق، يا شفيق، يا حبيب. «خدايا من مي‌‌خواهم رفيق من باشي، خدايا مي‌‌خواهم بهترين دوست من باشي» و چون سجده كردي، خداوند به شما تواضع مي‌‌دهد، چون تواضع پيدا كردي خداوند به شما عزت مي‌‌دهد، مثلا يك دوست خوب نصيبتان مي‌‌كند. خداوند با همان يك سجده به شما توفيقاتي مي‌‌دهد كه مي‌‌توانيد بهترين استفاده را از آن ببريد.
    
پرسشي كه در سال‌هاي اخير شديدا ذهن‌‌ جوانان را درگير كرده اين است: لذت گناه كردن چرا شيرين است؟ در هزاره سوم، ماهواره، اينترنت، چت كردن، فيلم‌ها، با دوست بيرون رفتن و سرانجام اين‌كه هميشه به نظر مي‌‌آيد گناه كردن از ثواب كردن شيرين‌تر است. چه كاري بايد انجام داد تا بتوان جاي اين دو رفتار را عوض كرد؟
    
استاد در پاسخ به اين پرسش مي‌‌گويد: كسي كه گل مي‌‌خواهد، از خارش نمي‌‌ترسد. من قبول دارم كه گناه كردن شيرين است اما شيرين‌تر از آن، اين است كه انسان، مطيع آن معلم حقيقي باشد. اگر مطيع او باشي، خداوند به تو گل هديه مي‌‌دهد، براي اين‌كه توانستي بر نفست غلبه كني.
    
اجازه بدهيد برايتان مثالي بزنم؛ فردي احكام را رعايت نمي‌‌كند، مي‌‌رود مشروب مي‌‌خورد و گناه مي‌‌كند و اين گناه به نظرش شيرين هم هست چرا كه مي‌گويد عالم مستي هم براي خود دنيايي دارد. فكر مي‌‌كنيد بعدش چه اتفاقي مي‌‌افتد؟ خب، آنقدر بخور تا سرانجام سيروز كبدي بگيري. يك كبد بايد عوض كني 250 ميليون تومان، آن هم بايد بروي اتريش، آن هم براي دو سال زنده هستي، به پنج سال هم عمرت كفاف نمي‌‌دهد.
    
از استاد مي‌‌پرسيم: پس چه كار بايد بكنيم تا لذت گناه را به تلخي تبديل كنيم؟
    
مبارزه با نفس. شديدا مبارزه كنيم و از خداوند بخواهيم «خدايا به تو پناه مي‌‌برم از وسوسه‌هاي شيطاني» و به خداوند پناه ببريد.
    
    
رفتار لذتبخش شيطان
    
از استاد مي‌‌پرسيم: چرا بعضي از زمان‌ها شيطان براي ما زيباتر، شنيدني‌تر و ديدني‌تر است؟ چرا خداوند كاري نكرد كه شيطان براي ما لذتبخش نباشد؟
    
استاد مي‌‌گويد: در پاسخ به اين پرسش بايد اشاره داشته باشم كه اتفاقا اين خوب است چرا كه اختيارات انسان مشخص مي‌‌شود. شما كه اختيار داريد، اگر از اين اختيارات خوب استفاده كرديد، فرد موفقي هستيد. شما اختيار داريد كه با اتومبيل‌تان باسرعت حركت كنيد، آن‌گاه با دو نفر عابر پياده هم برخورد مي‌‌كنيد و آنها را از بين مي‌‌بريد اما از طرفي اختيار داريدآهسته هم حركت كنيد. مي‌‌خواهم بگويم خداوند اين اتومبيل را داده است. خودت و فرمان آن، پدال، گاز، ترمزش و در نهايت كنترلش دست خود شماست. «نفس» هم به همين شكل است؛ يعني نفس را هم بايد كنترل كرد. اگرآهسته حركت كند و حق كسي را ضايع نكند، خداوند هم همان لذتي را كه از گناه مي‌‌خواهد بدهد، بهترش را در اختيار بنده خود قرار مي‌‌دهد، مثلا اگر شما چهره‌اي بسيار زيبا ديديد و توانستيد نفستان‌راكنترل كنيد، خداوند هم، زني به شما مي‌‌دهد بسيار زيبا و با فطرت پاك كه در آرزويش بوديد. زني به شما مي‌‌دهد كه در كنارش آرامش داشته باشيد، يا آن فرد مشروب‌خوار كه پس از مدتي، خوردن مشروب برايش عادي مي‌‌شود اما مي‌‌بينيم كه خداوند سركه را هم مقابل انسان قرار داده است خداوند مي‌‌گويد: پس از غذا يك قاشق سركه بخوريد تا كلسترول بدنتان تنظيم شود تا ضمن هضم غذا از بيماري هم در امان بمانيد و بدني سالم داشته باشيد. پس براي مقابله با شيطان بايد بر نفس خود غلبه كنيم و آن را در كنترل عقل درآوريم.
    
    
    
خواب راحت
    
يكي از مشكلات جامعه امروز اين است كه افراد نمي‌‌توانند شب به راحتي بخوابند يا به عبارتي براي يك خواب راحت، آرامش ندارند. علت آن چيست؟ بارها ديده شده كه خيلي‌ها براي خوابيدن، قرص مي‌‌خورند تا راحت بخوابند. علت اين استرس و اضطراب چيست؟
    
استاد در پاسخ به اين پرسش مي‌‌گويد: آيه‌اي است در قرآن كه «غافل نشويد از ياد خداي رحمان».
    
با تفكر در اين آيه متوجه خواهيم شد كه هركسي از خداوند رحمان روي برگرداند، نماز نخواند و قرآن را رها كند، اسير مسائل متافيزيكي منفي مي‌‌شود مثل جادو، فال، جن و جن‌زدگي. پناه بردن به اين افكار و تخيلات منفي و افكار مزاحم باعث مي‌‌شود كه انسان نداند چه كند و افكار زيادي به سوي انسان در ساعات تنهايي كه همان در زمان خواب است، هجوم مي‌‌آورند. از اين رو، شب كه مي‌‌خواهيد بخوابيد، قرآن تلاوت كنيد.
    
رسول خداوند (ص) فرمودند: اگر مي‌‌خواهيد هر شب تمام قرآن را بخوانيد، مي‌‌پرسند: يا رسول خدا مگر مي‌‌شود در يك شب تمام قرآن را خواند؟ رسول خداوند (ص) مي‌‌فرمايند: اگر شب كه مي‌‌خواهيد بخوابيد، وضو بگيريد و سه بار سوره توحيد را بخوانيد، به مانند اين است كه كل قرآن را تلاوت كرديد.
    
چه زيبا فرمودند پيامبر اعظم (ص) : زماني كه قل هوا... احد را مي‌‌خواني و زماني كه ا... صمد را مي‌‌گوييم يعني خدا بي‌نياز است، در واقع در حال شكرگزاري خداوند هستيم. خدايي كه ما را وارد اين گلستان و اين باغ زيبا كرد تا گل بچينيم. صلوات فرستادن حتي در زمان خواب نزد خداوند محبوب است. به طور حتم ديده‌ايد زماني كه فرد عصباني مي‌‌شود و پرخاشگري مي‌‌كند، اطرافيان مي‌‌گويند صلوات بفرست. اگر افراد در زمان عصبانيت سكوت كنند و صلوات بفرستند، به آرامش مي رسند. نور و رحمت و بركتي در صلوات فرستادن است كه همه از آن شاد مي‌‌شوند، پس خواب راحت با وضو گرفتن، صلوات فرستادن و سه بار خواندن سوره توحيد ميسر مي‌‌شود.
    
    
اسرار آسماني
    
دوستي مردم
    
مردي آمد نزد حضرت محمد (ص) و سوال كرد: يا رسول خدا، چه كنم تا مردم مرا دوست بدارند حضرت فرمودند‌: به مردم نيكي كن و چشم به اموال آنها نداشته باش و به آن طمع مكن تا تو را دوست بدارند.
    
    
غيرت بيجا
    
امام علي(ع) فرمودند: دوري كنيد از غيرت بي‌‌جا (سخت‌گيري‌هاي بيجا و متهم‌كردن همسر) زيرا اين كار، زن پاكدامن را به آلودگي گرايش مي‌دهد.
    
وسائل الشيعه، جلد 4
    
    
چشم‌پوشي از نامحرمان
    
در سوره مباركه نور، مطلبي بيان شده كه جوان را از تخيلات منفي بازمي‌دارد، جامعه را به سعادت، رستگاري و شكوفايي راهنمايي مي‌‌كند و امنيتي در جامعه و درون فرد به وجود مي‌‌آورد كه چنين است: «اي محمد (ص) به مردان و زنان مومن بگو كه چشمان خويش را كنترل كنند و اندام خويش را حفظ كنند كه اين عالي‌ترين راه خودسازي است
    
جواني پاك‌سيرت و عاقل مي‌‌گفت: همين يك آيه را مرتب تكرار كردم و به آن عمل نمودم. نتيجه‌اش را يافتم و خداوند بهترين همسر را به من هديه كرد.
    
    
از موفقيت تعجب نكن
    
امام صادق(ع) مي‌فرمايند: كسي كه صد آيه از هر جاي قرآن مجيد را بخواند و سپس هفت‌بار بگويد ياا... مشكلش حل مي‌شود، (چرا كه قرآن، شفا و رحمت براي مومنين است)
    
مكارم‌الاخلاق، ص 420
    
    
اوج به آسمان‌ها
    
سوره حجر، آيه 87: اي محمد! سوره حمد( كه هفت آيه است و دو بار نازل شده) را به تو عطا كرديم و همچنين قرآن بزرگ به تو بخشيديم هنگامي كه اين سوره خوانده مي‌شود، انسان احساس مي‌كند كه به آسمان اوج مي‌گيرد و با فرشتگان همراه و يار مي‌شود و با هر كلامش، لحظه لحظه
    
به خدا نزديك‌تر مي‌شود. خواندن سوره حمد بين انسان و گناه فاصله مي‌افكند. امام صادق(ع) فرمودند: شيطان چهاربار فرياد كشيد و ناله سر داد:
    1-‌
زماني كه سوره حمد نازل شد 2-‌ روزي كه از درگاه خداي جبار رانده شد 3-‌ هنگامي‌كه از بهشت به زمين تنزل يافت 4-‌ هنگام بعثت حضرت محمد (ص)
    
نورالثقلين، جلد 1
    
    
همنشيني با پنج نفر، ممنوع
    
امام سجاد (ع) به فرزندشان فرمودند: با پنج شخص، دوست و همنشين مباش: 1-‌ دروغگو 2-‌ فاسق و گناهكار3- بخيل 4-‌ نادان و كم‌عقل 5-‌ قطع‌كننده رحم، چرا كه دروغگو مثل سرابي است كه دور را نزديك و نزديك را در نظرت دور، جلوه مي‌دهد. گناهكار تو را به لقمه‌ ناني يا كمتر از آن مي‌فروشد. بخيل تو را در سخت‌ترين نيازهايت ياري نمي‌كند.ژ نادان و كم‌عقل مي‌خواهد به تو سود برساند اما بر اثر حماقت به تو زيان مي‌رساند و در قرآن كريم از قطع كننده رحم به عنوان ملعون ياد شده است
    

نوشته شده توسط منتظر در
لينك مطلب

ماه محرم و غم فرا رسيد 

مولا در راه است با تمامي فرزندان و يارانش و اين نوشته و اين داستان هر سال همچنان ادامه دارد .

همه مي گويند بر حسين بايد گريست .

 تاسوعا و بعد عاشورا فرا مي رسد . اشكها، فغانها،ناله ها، جواناني رعناسينه زنان وحسين گويان دست بر سر و سينه زنان همرا با علم و كتل در خيابانها ميگريند و مي نالند . اما براي چه . عصر عاشورا فرا مي رسد ، شام غريبا است شمعي و اشكي و همه چيز تمام مي شود انگار بايد اين مراسم انجام گردد . اما چرا ؟ چرا بر حسين بايد گريست ؟ مگر او كه بود ؟ مگر او چه كرد ؟

حسيني كه جان ماست  مايي كه شيرمان با اشك چشم مادرانما ن نمناك مي شد  و هنگامي كه در اغوش مادر بوديم بر سينه ميزديم به ياد مولا

 به ياد برادرش الگوي معرفت و مردانگي . وبه ياد تمامي كساني كه معرفت شناخت امام زمان خود را داشتند. 

 مولا مي دانست به كجا مي رود و با اگاهي كامل اين راه را طي كرد .اويي كه تمام وجودش را در طبق اخلاص نهاده بود . نمي دانم در ان زمان در قلب بزرگش چه مي گذشت . در قلب كودكانش چه مي گذشت او مي دانست و اين خيلي سخت است . كاري كه هيچ كدام از ما قادر به انجام دادن ان نيسشتيم . 

 نميدانم بر او بايد بگريم يا بر بيچارگي و درماندگي خودم . نمي دانم 

اما اين زمان مولايم امامم در انتظار است بي تاب و منتظر كه چه زماني فرا ميرسد زمان ظهور

ايا امامم را شناخته ام ؟

يا فقط از او دم مي زنم ؟ نمي دانم فقط مي دانم منتظري عاشقم و مي دانم كه با امدن او روح سرگردان من هم به ارامش خواهد رسيد .

و باز متصل ميشوم به اين زنجير متصل 

 شب عاشورا همه بر گرد خورشيد ولايت حلقه زده و منتظر پيامي از او . و همه قربانيان كينه ي دشمن . اما محكم و استوار و منتظرهمهي انها ميشناختنش و به راهش ايمان داشتندومي دانستند كه اين راه بي پايان است سر و جانم فداي تو مو لا جان من كه باشم

و در اين زمان  . من كه هستم؟ من چه هستم؟؟آيا تو را شناختم/مني كه در منيتم گم شده ام  آه اي مولا جان به دادم برس

آنقدر در خيالاتم غرق شده ام كه مرز بين واقعيت و خيال را تشخيص نمي دهم ،لجام گسيخته و..........

آه اي مولاجان مرا درياب

ميدانم كه مي دانبي چقدر دوستت دارم . اگر روزي بميرم و تو را نبينم ارزو مي كنم وقتي تو ظهور كردي يك روز از سر مزار من عبور كني تا از عطر وجودت دوباره جان بگيرم و زنده شوم 

 بارها تو را خواندم و جوابم را دادي اين بار هم تو را مي خوانم اي مولاي منتظرم . اي رهرو راه مولايمحسين در اين زمانه تو هم غريبي خدا كند ما مثل كوفيان نباشيم . كه تو را صدا ميزنيم تا بيايي و وقتي آمدي خداي نكرده به تو پشت كنيم در زمانه اي كه همه تو را مي خوانند اما از وجودت غافلند.

بيا

بيا و ما را از اين همه در ماندگي رهايي بخش 

 شايد در كشاكش زمان ناداني كنيم اما مولا جان نمك خورديم و نمك دان را نمي شكنيم 

 از مولايمان اموختيم از ابالفضل كه مولايش را با ذره ذرهي وجودش شناخت و تمام وجو.دش را در راه او فدا كرد . 

 ما را درياب كه سخت به لطف تو محتاجي  

باز اي و دل تنگ مرا مونس جان باش  

 اين سوخته را محرم اسرار نهان باش

 التماس دعا

نوشته شده توسط منتظر در
لينك مطلب

عده اي بر اين باورند که مراد از « بقية اللَّه » در آيه شريفه « بقية اللَّه خير لكم ان كنتم مؤمنين» حضرت مهدى (عج) است. ممکن است اين سوال مطرح شود که مگرامام زمان (عج) در زمان رسول‏اللَّه(صلى‏اللَّه‏عليه‏وآله) وجود داشتند و شناختى از آن حضرت بوده كه چنين آيه‏اى نازل شده است.

بايد گفت اولا اين آيه از فرمايشات حضرت شعيب(عليه‏السلام) خطاب به قوم خود است. ثانيا آن چه درباره نسبت آيه با امام مهدى (عج) وجود دارد و باعث شهرت آن در محافل و منابر نسبت به آن حضرت شده است، بحث انطباق مفهومى آيه و تطبيق يكى از مصاديق آيه بر فردى است كه با تفسير آيه سازگار است.

زيرا «بقيه» به معناى باقى مانده است و مراد از آن سودى است كه به فروشنده مى‏رسد، يعنى آن چه بعد از پايان معامله برايش باقى مى‏ماند و آن را در در راه حوائج خود خرج مى‏كند. و مراد آيه اين است كه سودى كه از طرف خدا براى شما باقى مانده و خدا از طريق فطرت خودتان شما را بدان راهنمايى كرده، اگر مؤمن باشيد، براى شما بهتر از مالى است كه از راه كم‏فروشى و كم كردن پيمانه و ترازو تصاحب مى‏كنيد.

تفسير نمونه، با عبارت گوياترى «بقيةاللَّه» را چنين معنا كرده است:

هر موجود نافعى از طرف خداوند كه براى بشر باقى مانده و مايه خير و سعادت او گردد، «بقيةاللَّه» محسوب مى‏شود.

بايد گفت اولا اين آيه از فرمايشات حضرت شعيب(عليه‏السلام) خطاب به قوم خود است. ثانيا آن چه درباره نسبت آيه با امام مهدى (عج) وجود دارد و باعث شهرت آن در محافل و منابر نسبت به آن حضرت شده است، بحث انطباق مفهومى آيه و تطبيق يكى از مصاديق آيه بر فردى است كه با تفسير آيه سازگار است.

[1] از اين رو، امام زمان(عليه‏السلام) كه وجود شريفشان مايه بيشترين خير و بركت براى جامعه بشرى است، يكى از بهترين مصاديق اين آيه مباركه است. به قول يكى از قرآن‏پژوهان معاصر، از آن جا كه آيه‏هاى قرآن داراى مفاهيم جامع هستند و در عصرهاى بعد مى‏توانند بر مصداق‏هاى كلى‏تر و وسيع‏تر تطابق داشته باشند، اين آيه با امام زمان (عج) كه روشن‏ترين مصداق، «بقيةاللَّه» است، مطابقت مى‏كند.

براى كاملتر شدن پاسخ، خوب است به نظر يكى از دانشمندان اهل سنت نيز توجه نماييد. شبلنجى دانشمند شافعى، روايتى را نقل كرده‏اند كه «هنگامى كه (مهدى) قيام كند، بر كعبه تكيه زند و 313 تن از پيروانش نزد او گرد آيند. پس اولين چيزى كه مى‏گويد، اين آيه است: «بقيةاللَّه خير لكم ان كنتم مؤمنين». سپس مى‏فرمايد: منم «بقيةاللَّه» و خليفه او و حجت خدا بر شما. پس از آن، كسى بر آن حضرت سلام نمى‏كند، مگر اين كه مى‏گويد: «السلام عليك يا بقية اللَّه فى ارضه»؛ سلام بر تو اى باقى گذارده خدا در زمينش.[2]

بنابراين، گر چه مفاد اين آيه، از سخنان حضرت شعيب(عليه‏السلام) خطاب به قوم خود است، اما مصداق اكمل آن، وجود شريف حضرت صاحب الامر(عج) است.

پى نوشت:


[1]. تفسير نمونه، ج 9، ص 204.
[2]. ملامحسن فيض كاشانى، تفسير صافى، ج 2، ص 468.
نوشته شده توسط منتظر در
لينك مطلب

غدیر، تنها نه به عنوان «روزى تاریخى‏» ، بلكه به عنوان یك‏«عید اسلامى‏» مطرح است. عید بودن آن نیز، مراسم و سنتهاى خاصى‏را مى‏طلبد و نه تنها باید آن را عید دانست، بلكه باید آن را عید گرفت و به شادمانى پرداخت و به عنوان تعظیم شعائر دینى، آن‏را بزرگ داشت و برشكوه آن افزود، تا ارزشهاى نهفته در این روزعظیم، همواره زنده بماند و سیره معصومین(علیهم السلام)احیاگردد.

مسابقه «غدیر» و «عیدگرفتن‏» این روز مقدس، به زمان ‏پیامبراكرم(ص)مى‏رسد. در دوران ائمه دیگر نیز این سنت دینى‏ادامه داشته و امینان وحى الهى، همچون امام صادق(ع)و امام‏رضا(ع)آن را آشكار ساخته و یادش را گرامى و زنده نگه مى‏داشتند. پیش از آنان نیز، امیرالمومنین(ع)احیاگر این عید بود.

رمز عید بودن «غدیر» نیز، كمال دین و اتمام نعمت در سایه‏تداوم خط رسالت در شكل و قالب امامت‏ بود. به فرمان پیامبر خدا(ص)مسلمانان مامور شدند «ولایت‏» را به‏صاحب ولایت تبریك گویند و با آن حضرت بیعت كنند. رسول خدا نیزبراین نعمت الهى شادمانى كرد و فرمود: «الحمدلله الذى فضلناعلى جمیع العالمین.»

آیه قرآن كه به صراحت، این روز را روز اكمال دین و خشنودى‏پروردگار از این واقعه و این تعیین وصى دانسته، رمزدیگرى ازعید بودن غدیرخم است. فرخندگى این روز و عظمت این مراسم و عیدبودن غدیر، در آن روز و لحظه برهمگان روشن بود. این نكته راحتى «طارق بن شهاب‏» مسیحى كه در مجلس عمربن خطاب حضور داشت،فهمیده بود كه گفت: اگر این آیه(الیوم اكملت لكم‏دینكم...)(مائده / 3) در میان ما نازل شده بود، روز نزول آیه‏را عید مى‏گرفتیم. هیچ یك از حاضران نیز حرف او را رد نكردند. خود عمر نیز سخنى گفت كه به نوعى پذیرش حرف او بود.

عید گرفتن غدیر

غدیر، تنها نه به عنوان «روزى تاریخى‏» ، بلكه به عنوان یك‏«عید اسلامى‏» مطرح است. عید بودن آن نیز، مراسم و سنتهاى خاصى‏را مى‏طلبد و نه تنها باید آن را عید دانست، بلكه باید آن را عید گرفت و به شادمانى پرداخت و به عنوان تعظیم شعائر دینى، آن‏را بزرگ داشت و برشكوه آن افزود، تا ارزشهاى نهفته در این روزعظیم، همواره زنده بماند و سیره معصومین(علیهم السلام)احیاگردد.

همه این ویژگیها براى این روز بزرگ، موقعیتى والا و ارزشمندپدید آورد، آنچنان كه رسول خدا(ص)و ائمه هدى و مومنانى كه پیروآنان بودند، از موقعیت این روز شادمان بودند. مقصود ما از«عیدگرفتن‏» این روز نیز همین است. خود حضرت رسول نیز به این‏نكته اشاره و تصریح فرموده است، از جمله در روایتى كه ‏مى‏فرماید: «روز غدیرخم، برترین اعیاد امت من است، روزى است كه خداى‏متعال مرا فرمان داد تا برادرم على‏بن ابى‏طالب را به عنوان‏پرچمى هدایتگر براى امتم تعیین كنم كه پس از من به وسیله اوراهنمایى شوند، و آن، روزى است كه خداوند در آن روز، دین راكامل ساخت و نعمت را بر امتم به كمال و تمام رساند و اسلام رابه عنوان دین، برایشان پسندید.»

كلام دیگر پیامبر(ص)كه فرموده بود: «به من تهنیت‏بگویید، به‏من تهنیت‏بگویید.» نیز نشان دهنده همین عید بودن روز غدیر دركلام حضرت رسول است.

خود امیرالمومنین(ع)در ادامه خط پیامبر، این روز را عید گرفت‏و در سالى كه روز جمعه با روز غدیر مصادف شده بود، در ضمن خطبه‏ عید فرمود: «خداوند متعال براى شما مومنان، امروز دو عید بزرگ وشكوهمند را مقارن قرار داده است كه كمال هركدام به دیگرى است،تا نیكى واحسان خویش را در باره شما كامل سازد و شما را به راه‏رشد برساند و شما را دنباله‏رو كسانى قرار دهد كه بانور هدایتش‏روشنایى گرفته‏اند و شما را به راه نیكوى خویش ببرد و به نحوكامل از شما پذیرایى كند. پس جمعه را محل گردهمایى شما قرارداده و به آن فراخوانده است، تا گذشته را پاك سازد و آلودگیهاى‏جمعه تا جمعه را بشوید، نیز براى یادآورى مومنان و بیان خشیت‏تقوا پیشگان مقرر ساخته است و پاداشى چند برابر پاداشهاى‏مطیعان در روزهاى دیگر قرار داده و كمال این عید، فرمانبردارى‏از امرالهى و پرهیز از نهى او و گردن نهادن به طاعت اوست. پس‏توحید خدا، جز با اعتراف به نبوت پیامبر(ص)پذیرفته نیست و دین،جز با قبول ولایت‏به امر الهى قبول نمى‏شود و اسباب طاعت‏خدا جزبا چنگ زدن به دستگیره‏هاى خدا و اهل‏ولایت، سامان نمى‏پذیرد.

خداوند در روز غدیر، برپیامبرش چیزى نازل كرد كه بیانگراراده‏اش در باره خالصان و برگزیدگان است و او را فرمان داد كه‏پیام را ابلاغ كند و از بیماردلان و منافقان هراس نداشته باشد وحفاظت او را عهده دار باشد... .

(تا آنجا كه فرمود:)رحمت‏ خدا برشماباد! پس از پایان این‏تجمع، به خانه‏ها برگردید و به خانواده خود، وسعت و گشایش دهیدو به برادران خود نیكى كنید و خداوند را بر نعمتى كه ارزانى‏تان‏كرده، سپاس گویید. باهم باشید، تا خداوند هم متحدتان سازد، به‏یكدیگر نیكى كنید، تا خداوند هم الفت‏شما را پایدار كند، ازنعمت الهى به یكدیگر هدیه دهید، آن گونه كه خداوند برشما منت‏نهاده و پاداش آن را در این روز، چندین برابر عیدهاى گذشته وآینده قرار داده است. نیكى دراین روز، ثروت را مى‏افزاید و عمررا طولانى مى‏كند. ابراز عاطفه و محبت‏به هم در این روز، موجب‏رحمت و لطف خدا مى‏شود. تا مى‏توانید، در این روز از وجودتان خرج‏خانواده و برادرانتان كنید و در برخوردها و ملاقاتها ابرازشادمانى و سرور كنید... »

آیین عید غدیر و ائمه

ائمه اهل‏بیت(علیهم السلام)، این روز را شناخته و شناسانده وآن را عید نامیدند و همه مسلمانان را به عیدگرفتن آن دستوردادند و فضیلت آن روز و ثواب نیكوكارى در آن را بیان كردند.

فرات بن احنف مى‏گوید: به امام صادق(ع)عرض كردم: جانم فدایت!

آیا مسلمانان عیدى برتر از عید فطر و قربان و جمعه و روز عرفه‏دارند؟ فرمود: آرى! با فضیلت‏ترین، بزرگترین و شریفترین روز عیدنزد خداوند، روزى است كه خدا دین را در آن كامل ساخت وبرپیامبرش محمد(ص)این آیه را نازل فرمود: (الیوم اكملت لكم‏دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا)گفتم: آن‏كدام روز بود؟ فرمود: هرگاه یكى از پیامبران بنى‏اسرائیل‏مى‏خواست جانشین خود را تعیین كند و انجام مى‏داد، آن روز را عیدقرار مى‏دادند. آن روز، روزى است كه پیامبر اكرم(ص)على(ع)را به‏عنوان هادى امت نصب كرد و این آیه نازل شد و دین كامل گشت ونعمت‏خدا بر مومنان، تمام‏شد. گفتم: آن روز، كدام روز از سال‏است؟ فرمود: روزها جلو و عقب مى‏افتد، گاهى شنبه است، گاهى یك‏شنبه، گاهى دوشنبه، تا... آخر هفته. گفتم: در آن روز، چه كارى‏سزاوار است كه انجام دهیم؟ فرمود: آن روز، روز عبادت و نماز وشكر و حمد خداوند و شادمانى است، به خاطر منتى كه خدا بر شمانهاد و ولایت ما را قرار داد. دوست دارم كه آن روز را روزه ‏بگیرید.

حسن بن راشد از امام صادق(ع)روایت مى‏كند كه: به آن حضرت عرض‏كردم: جانم فدایت! آیا مسلمانان را جز عید فطر و قربان، عیدى‏است؟ فرمود: آرى اى حسن! بزرگتر و شریف‏تر از آن دو. پرسیدم: چه‏ روزى است؟ فرمود: روزى كه امیرالمومنین(ع)به عنوان نشانه ‏راهنما براى مردم منصوب شد. گفتم: فداى شما! در آن روز چه كارى‏سزاوار است كه انجام دهیم؟ فرمود: روزه مى‏گیرى و برپیامبر ودودمانش درود مى‏فرستى و از آنان كه در حقشان ستم كردند، به‏درگاه خدا تبرى مى‏جویى. همانا پیامبران الهى به اوصیاء خویش‏دستور مى‏دادند روزى را كه جانشین تعیین شده، «عید» بگیرند. پرسیدم: پاداش كسى كه آن روز را روزه بگیرد چیست؟ فرمود: برابربا روزه شصت ماه است.

عبدالرحمان بن سالم نیز از پدرش روایت كرده كه: از حضرت‏صادق(ع)پرسیدم: آیا مسلمانان غیر از جمعه، قربان و فطر، عیدى‏دارند؟ فرمود: آرى، عیدى محترم‏تر. گفتم: چه روز؟ فرمود: روزى‏كه حضرت رسول(ص)، امیرالمومنین(ع)را به امامت منصوب كرد وفرمود: «من كنت مولاه فهذا على مولاه‏» . عرض كردم: آن روز، چه‏روزى است؟ فرمود: به روزش چه كاردارى؟ سال در گردش است، ولى آن‏روز، هیجدهم ذى‏حجه است. پرسیدم: در آن روز شایسته است چه كارى‏انجام شود؟ فرمود: در آن روز، با روزه و عبادت و یادكردن محمدو آل محمد، خداوند را یاد مى‏كنید. همانا پیامبراكرم(ص) توصیه‏فرمود كه مردم این روز را عیدبگیرند. پیامبران همه چنین‏مى‏كردند و به جانشینان خود وصیت مى‏كردند كه روز تعیین جانشین‏را عید بگیرند.

امام صادق(ع)نیز روزه غدیرخم را برابر با صد حج و عمره مقبول‏نزد خداوند مى‏دانست و آن را «عید بزرگ خدا» مى‏شمرد.

در «خصال‏» صدوق از مفضل بن عمر روایت‏شده كه: به حضرت‏صادق(ع)عرض كردم: مسلمانان چند عید دارند؟ فرمود: چهارعید. گفتم: عید فطر و قربان و جمعه را مى‏دانم. فرمود: برتر از آنهاروز هیجدهم ذى‏حجه است. روزى كه پیامبرخدا(ص)، (دست)حضرت‏امیر(ع)را بلند كرد و او را حجت‏بر مردم قرار داد. پرسیدم: دراین روز، چه باید بكنیم؟ فرمود: با آنكه هرلحظه باید خدا راشكر كرد، ولى دراین روز، به شكرانه نعمت الهى باید روزه گرفت. انبیاى دیگر نیز این گونه به اوصیاى خود سفارش مى‏كردند كه روزمعرفى وصى را روزه بدارند و عید بگیرند.

در حدیث دیگرى در «مصباح‏» شیخ طوسى‏» امام صادق(ع)آن روزرا روزى عظیم و مورد احترام معرفى كرده است كه خداوند حرمت آن‏را برمومنان گرامى داشته و دینشان را كامل ساخته و نعمت رابرآنان تمام نموده است و در این روز، با آنان عهد و میثاق خویش‏را تجدید كرده است. امام، غدیرخم را روز عید و شادمانى و سرورو روز روزه شكرانه دانسته كه روزه‏اش معادل شصت ماه از ماههاى‏حرام(محرم، رجب، ذى قعده و ذى حجه)است.

در حدیثى دیگر است كه، حضرت صادق(ع)در حضور جمعى از هواداران‏و شیعیانش فرمود: آیا روزى را كه خداوند، با آن روز، اسلام رااستوار ساخت و فروغ دین را آشكار كرد و آن را براى ما و دوستان‏و شیعیانمان عید قرار داد، مى‏شناسید؟ گفتند: خدا و رسول وفرزند پیامبر داناتر است، آیا روز فطر است؟ فرمود: نه. گفتند: روز قربان است؟ فرمود: نه، هرچند این دو روز، بسیار مهم وبزرگند، اما روز «فروغ دین‏» از اینها برتر است، یعنى روزهیجدهم ذى حجه... . فیاض بن محمدبن عمر طوسى در سال 259(درحالى كه خودش 90 سال داشت.)گفته است كه حضرت رضا(ع) را در روزغدیر ملاقات كردم، درحالى كه در محضر او جمعى از یاران خاص وى‏بودند و امام(ع)آنان را براى افطار نگاه داشته بود و به‏خانه‏هاى آنان نیز طعام و خلعت و هدایا، حتى كفش و انگشترفرستاده بود و وضع آنان و اطرافیان خود را دگرگون ساخته بود وپیوسته فضیلت و سابقه این روز بزرگ را یاد مى‏فرمود.

محمدبن علاء همدانى و یحیى بن‏جریح بغدادى مى‏گویند: ما به قصد دیدار احمدبن اسحاق قمى (از اصحاب امام عسكرى«ع‏») درشهر قم به درخانه‏اش رفته، در زدیم. دختركى آمد. از او درباره احمدبن اسحاق پرسیدیم. گفت: او مشغول عید خودش است، امروزعید است. گفتیم: سبحان الله! عید شیعیان چهارتاست: عیدقربان،فطر، غدیر و جمعه. این نیز نشان دهنده سیره عملى بزرگان شیعه، نسبت‏به این روزفرخنده است.

امید است كه جامعه شیعى، با اهتمام ورزیدن به عید ولایت ورهبرى، رشد خودشان را نشان دهند و با تكریم این حبل المتین‏استوار شیعه، دین خویش را نسبت‏به بنیادهاى اعتقادى ادا كنند.

 

 

نوشته شده توسط منتظر در
لينك مطلب

وقتي كه ابليس  با تمام وجود 

در ميان لايه لايه هاي وجودت 

 تارهاي وسوسه و شك را مي تنيد 

تو مانند متر سكي در باغ ارام و ساكت ايستاده بودي

تا كلاغهاي سياه و شوم 

 با منقارهاي كثيفشان تمام وجودت را سوراخ سوراخ كنند

انقدر بي تفاوت و يخ  تا كي ، تا كجا   

زندگي را مانند سرابي ديدي 

 ومانند شنهاي بي روح صحرا ارام ارام  

 حركت كردي اما بايد طوفان شوي 

 طوفان شو ،و تمام شنهاي ارام و خموش را به اسمان پرتاب كن 

كلاغهاي زشت و سياه را بسوزان 

 قلبت را از دستان ناپاك ابليس بيرون بياور

او قلبت را با وسوسه هايش اتش مي زند

خودت را به درياچه ي ارامش و نور برسان 

تا سحر چيزي نمانده  رسيدن به ارامش و ايمان  به مرواريد درون 

 و حالا جنگ بين ادم و ابليس 

 يكي با كمند سياه تباهي 

و ديگري كمند سپيد ايمان 

 چقدر سخت است 

 ابليس تو را خوب مي شناسد . تمام ضعفهاي تو را

تمام وسوسه هاي شيرين را 

و تو در اين جنگ چه داري؟

پشت سرت را نگاه كن

 تو تنها نيستي 

 لشكري از نور و سپيدي

بالهاي فرشتگان را ببين